کتابخانه ایرانشناسی مجلس Islamic Consultative Assembly

این وبلاگ شامل معرفی کتابخانه، شکل گیری ومعرفی مجموعه آن است

معرفی کتاب « یادنامه مولوی » تدوین و تنظیم علی اکبر مشیرسلیمی

 هما افراسیابی

کتاب « یادنامه مولوی » تدوین و تنظیم علی اکبر مشیرسلیمی چاپ تهران از انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران به سال 1337 در 215 صفحه در بردارنده مجموعه مقالات و سخنرانیهای ارائه شده در مراسمی است که در دو روز به مناسبت بزرگداشت هفتصدمین سال مولانا از طرف کمیسیون ملی یونسکو در ایران با همکاری وزارت فرهنگ برگزار گردیده است.

مقدمه کتاب که بوسیله علی اکبر مشیرسلیمی مدیر انتشارات و مجله یونسکو تحت عنوان « روز مولوی » نوشته شده است، سخنرانان و چگونگی ارائه برنامه معرفی و ضمنا به برنامه های  دیگری که به همین مناسبت در دانشگاه تبریز و در خارج از کشور داشنگاه بن (در آلمان) و خانه فرهنگی ایران در دهلی نو اشاره شده است.

پس از متن سخنرانی نایب رئیس کمیسیون ملی یونسکو در ایران، دکتر موسی عمید و خطابه دکتر محمود مهران وزیر فرهنگ تحت عنوان « مقام مولوی » آمده است.

این کتاب دارای 16 مقاله و سخنرانی و 23 تصویر است.  در این نوشته ضمن ارائه عنوان مقاله یا سخنرانی و نام نویسنده مقاله یا سخنران، به معرفی مختصری از مقالات می پردازیم.

1- مولوی و مثنوی/ بقلم سید محمد علی جمالزاده

مقاله با این بیت از کلام مولانا آغاز گردیده است:

ای برادر تو همه اندیشه ای           مابقی تو استخوان و ریشه ای

نویسنده ضمن تفسیر این بیت، از عالیترین نبوغ و ذوق ایرانی در بوستان تمدن بشری همانا کیش زرتشت (پیش از اسلام) و تصوف در دوره اسلامی نام می برد.

سپس به ذکر نظریات گروهی از اندیشمندان ایرانی و خارجی درباره مولانا و مثنوی می پردازد و بدنبال آن اشعاری از مولانا را که در توصیف مثنوی است، نقل می کند.  در پایان در سرفصلی تحت عنوان « قصه های مثنوی » به سبک و شیوه قصه سرائی مولوی در مثنوی می پردازد.

2- سماع مولانا: مفاد بیانات هادی حائری که در همان شب توسط حمود سلطانی شیرازی یادداشت و در دسترس کمیسیون یونسکو در ایران گذاشته شده بود.  در این بیانات به ابیاتی چند از مولانا که در وصف سماع و نی است، اشاره گردیده است و در پایان خلاصه مقاصد عرفا و کمال مطلوب آنها (که مولانا نماینده و مفسر آنهاست) را وحدت وجود و موصل به آن را مطلوب و غایت آن را سماعی می گوید.

۳- مولوی / بقلم محمد حجازی

نویسنده پس از مقدمه ای کوتاه به بررسی معنای تصوف و صوفی و حالات او می پردازد و پس از آن درک ما را از بیان تبدل احوال مولانا می گوید و در پایان همه را به نیکی و مهرورزی که در مکتب مولویاست، دعوت می کند.

۴- برای دانستن مثنوی چه معلوماتی لازم است؟ بقلم اکبر داناسرشت

مقاله با این کلام مولانا آغاز شده است:

نردبان عرش آمد این کلام        هر که زان برتر شود آید ببام

نی ببام عرش کان اخضر بود     بل ببامی کز فلک برتر بود

نویسنده سپس به توصیف ادب فارسی بدین گونه می پردازد « ادب فارسی، چه از حیث فکر و چه از حیث مقدار، از ادب عربی پیشتر و بیشتر است. »

و همچنین درباره کتاب مثنوی می گوید: « تنها ذوق فارسی برای فهم آن کافی نیست و به معلوماتی که در عصر گوینده رواج داشته، نیازمندیم »

در این مقاله به اطلاعات و دانش مولانا چنین اشاره شده است: او مردی فقیه، عالم به احادیث و اخبار، آگاه از تفسیر قرآن بوده و اضافه بر آن از فلسفه متداول عصر خود که همان فلسفه ارسطو و فلسفه اشراق و عرفان است، اطلاعاتی در خور ستایش داشته است.  او همه معلومات سرشار را در افکار شعری اش منعکس ساخته است.  در پایان به بررسی ابیاتی چند از مثنوی که بیانگر مقام علمی او به این علوم است، می پردازد.

۵- سیری در دیوان شمس / بقلم علی دشتی

نویسنده مقاله خود را با دو سئوال شعر چیست؟ و موسیقی چیست؟ اغاز می کند و بدین نحو به توصیف دیوان شمس می پردازد.

موسیقی دیوان شمس که در هیچ دیوان شعر دیگر یافت نمی شود، ما را به طرف کمال مطلق، به اوج زیبائی مجرد می برد، به سوی بیسوئی، به لامکان و لایتناهی، به طرف حقیقت وجود.  او دیوان شمس را به دریا تشبیه می کند، دریای آرام، پرهیجان، پر از موج، پر از کف، پر از باد و دارای رنگهای بدیع.  نخستین خصوصیت اشعار مولانا را صرفنظر از شعر سرودن، بیان احساسات گنگ و مبهم می داند و می گوید او در اقیانوسی دست و پا می زند و این و پا زدن به صورت کلمات موزون و خوش آهنگ در می آید « همه جوشم همه موجم سر دریای تو دارم» نظم و موازین شعری او را به واسطه احاطه بی نظیر او بر علوم ادبی و به واسطه وجود موسیقی کم نظیر که در روح خود دارد، می داند  و چنین بیان می کند: او به دنبال قافیه نمی رود، خواه ناخواه قافیه را به دنبال خود می کشاند و اگر لازم باشد، آنرا خلق می کند.  او دیوان شمس را دفتر عشق می نامد، عشقی زیبا و به دور از آلودگی ها، عشق به وجود مجرد، به مثل اعلا، دارای جهش به طرف کمال مطلق و پرواز به طرف نامحدود لایتناهی.  از این رو آن را سراسر موسیقی می داند.  موسیقی ناطق و زبان روح.

نویسنده یکی از خصوصیات زبا مولانا را که او را از دیگر شعرا متمایز می کند، دور شدن از رسم و راه شعرا و بیرون شدن از دایره ای که شعر فارسی در آن محصور گشته بود، می داند.  پس از آوردن غزلیاتی جند از دیوان شمس، تشخص این اثر بزرگ را به تمام معنی انعکاس روح مولانا با تعبیرات خاص عنوان می کند.

در پایان مقاله « بیان خصوصیات دیوان شمس را ، مستلزم مطالعه دقیق و داشتن اطلاعات مبسوط از ادبیات زبان فارسی و تنوع روش و عقاید صوفیان» عنوان می نماید.

۶- بزم شمس (شعر)

۷- جشن یادبود مولانا  (شعر) / اثر طبع صادق سرمد

۸- شرح حال مولانا محمد البلخی الرومی/ بقلم محمد سنگلجی

۹- نقش مولوی در ادبیات جهان / خطابه شجاع الدین شفا

در این مقاله ضمن ابراز وسعت دامنه تاثیر مولوی در خارج از ایران، به ذکر اولین تفسیرهای مثنوی و دیوان شمس در خارج از ایران می پردازد و سپس در دو مدخل « مولوی از نظر گوته » و « مولوی از نظر موریس باریسMaurice Barres » نظرات آن دو را بیان می نماید.

10- نکاتی چند درباره مولوی / خطابه دکتر رضازاده شفق

او در سخنانش مولانا را استاد بی همتای صوفیان و شمع تابان مذهب عرفان نامید و درک مفاهیم تصوف و عرفان را بر همه کس میسور نمی داند و می گوید « مذهب عرفان یکی از خصایصش برخاستن بر ضد ظاهرپرستان و قشریون و به قول غزالی مترسمون است.  بعضی از پیروان آن در طی زمان راه را گم کردند و خود قشری شدند و گوئی عرفان را عبارت از خرفه و دستار و پشمینه پوشی و ریاضت های ظاهری و مراسم عجیب می دانستند...»

در ادامه سخنانش می گوید: « عارف، آدم و عالم را سر اعظم می بیند و می کوشداز طریق سلوک و ریاضت و تامل و تذکر و شهود به آن پی ببرد »

خطابه این استاد دانشگاه با مقایسه  علم و عرفان ادامه می یابد و مذهب تصوف یا عرفان را که به زبان انگلیسی mysticism (به معنای مذهب راز) می نامد، اشاره می کند و می گوید » هم آدم و حال او سر است و هم عالم » و به دنبال آن موضوع جستجوی حقیقت یا سر بحث معرفت را مطرح می نماید و در ادامه می گوید « عارف عقیده اش بر این است که برای رسیدن به حقیقت که در نهاد و نهان جهان است، مراحلی را باید طی کند تا نفس بتواند به اندازهء استعداد خود به آن پی ببرد.

بعد از ذکر این نکات مهمترین تعلیم عرفان را در زندگانی عملی توجه به نفس و تشخیص نفس مطمئنه از نفس اماره و تهذیب آن می داند.

در پایان با خواندن اشعاری از مولانا که مفهوم آن برای برحذر داشتن بشر از غرور دانش است، بحث خود را پایان می دهد.

11- ندای عشق و یگانگی/ بقلم علی پاشا صالح

او مقاله اش را با این بیت مولانا شروع می کند:

گر شود بیشه قلم دریا مدد                    مثنوی را نیست پایانی پدید 

مثنوی را فقه اکبر و اقیانوس مواج عشق و عرفان می نامد و با ارائه تشبیهات ریبائی در وصف مثنوی و با استناد به اشعاری چند از این کتاب معنوی مقاله خود را پایان می دهد.

12- تضاد عقاید مخالفین درباره مولانا جلال الدین/ بقلم سید محمد حسین طباطبائی یزدی

نویسنده در ابتدا ضمن ارائه نظریاتی تنی چند از علماء در باب احترام و تجلیل از موسولی، به بررسی نظرات تنی چند از مخالفین درباره مولانا می پردازد.

13- شعر مولوی/ سخنرانی استاد بدیع الزمان فروزانفر

استاد ضمن بیان مقام شاعری و سخن سرائی مولانا و وضع زندگانی اش، می گوید او از 38 سالگی شاعری را آغاز کرده است.  با توجه به اینکه مقدمات شاعری نداشته است، پس می توان گفت که مولانا نابغه است.

تعداد ادبیات مولانا از رباعی و غزلیات و مثنوی 70 هزار بیت بر می شمارد، که تنها غزلیات او در حرف  ی 880 غزل است .  یعنی تقریبا معادل غزلیات سعدی و دو برابر غزلیات حافظ.  مثنوی را یک کتاب حکمت و فلسفه و اخلاق و ذوق و حال و تربیت و علوم اجتماعی می داند.  به عنوان نمونه به نکات زیر اشاره دارد:

- در مثنوی 745 حدیث نبوی تفسیر و توضیح داده شده است.

- 528 آیه از آیات قرآن در مثنوی به طریق اشاره و یا به تصریح مذکور است که مولانا آنها را شرح و تفسیر کرده است.

- از لحاظ تمثیل و حکایت، در مثنوی بیش از هر کتابی از کتاب های زبان فارسی، تمثیل و حکایت وجود دارد.  یعنی آنهائی که در سرفصل ها ذکر شده است، مجموعا 275 حکایت است.  بنا بر شمارش  قاضی تلمذ حسین در مرآت المثنوی، چاپ هند، 1821 موضوع طر بحث قرار گرفته که راجع به اخلاق، فلسفه، کلام و تصوف است.

استاد فروزانفر کلا بحث مولانا را در مسائل عرفانی شامل موارد زیر می داند و عقیده دارد که در بحث هیچ گوینده ای و در بیان هیج محققی وجود ندارد.

- مولانا مطالب بسیار عالی و دور از ذهن را که مردم در خانقاهها گفته و سینه به سینه به یکدیگر می رسانیدند و به صورت رمز و اشارات بیان می کردند، همه را روشن و بدون هیچگونه پیرایه ای در معرض افکار قرار داده است.

- مولانا در مثنوی ایمان ایجاد می کند.

- ملامت نمی آورده، مولانا مسائل مختلف را با یکدیگر تلفیق کرده و نتیجه ای را که خودش می خواهد، از آن می گیرد و مقصد اولی را فراموش نمی کند.

۱۴- دژهوش ربا (قلعه ذات الصور)/ خطابه دکتر محمد معین

استاد معین ضمن بیان این داستان از دفتر ششم مثنوی، به مآخذ داستان و هدفهای اخلاقی و عرفانی آن اشاره می کند.

۱۵- افکار و عقاید مولوی/ سخنرانی استاد جلال الدین همایی

استاد در چند سرفصل به توضیحاتی در این مطالب می پردازد:

- چرا موضوع افکار و عقاید مولوی را انتخاب کردم

- علم، عشق، عرفان

- مولوی شمس تبریزی را معرفی می کند.

- مولوی با شمس یکیست، باتحاد در تجلی و ظهور

- رجعت و تناسخ در گفته های مولوی

- غزل مستزاد معروف از مولوی نیست

- مثنوی در بیان کتب شعر و عرفان و مولوی مابین شعرا و عرفا یگانه و بی همتاست

- تشبیه مثنوی به کتب آسمانی

- مطالب مثنوی

- وحی و الهام به عقیده مولوی

- مقایسه مولوی با سنائی و عطار

- وسعت و عمق افکار مولوی

- تفسیر یکی از ابیات مثنوی

- سبب ابهام و پیچیدگی مطالب مثنوی و طریقه و مسلک مولوی

- اشعار ساختگی که به مثنوی نسبت می دهند

- شرط سنخیت با روح مولوی، عرفان روحانی است

- محرم اسرار مولوی

- شرط همزبانی برای صحت تفاهم

- تصوف مولوی

- مساله وحدت وجود در طریقه و مسلک مولوی

۱۶- شب عید قربان در خلوتگه عشق و محرمخانه راز/ بقلم ابوالحسن احتشایی

توصیفی است عارفانه از مراسم شب عید قربان یاران مولوی در ذی الحجه ۱۳۶۳ قمری در مدرسه پنبه فروشان شهر قونیه

 

 

 

 

   + کتابخانه ایرانشناسی مجلس ; ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢٦
    پيام هاي ديگران ()