معرفی کتاب " لغه فرنگ و پارس " از منابع موجود در کتابخانه

نوشته سید محمدحسین مرعشی

 

 

Gazophylacium Linguae Persarum, triplici linguarum clavi italicae, gallicae, nec non speciabus Praeceptis ejusdem linguae reseratum … authore, P. Angelo à S. Joseph. Amstelodami, Ex Officinâ Jansonio-Waesbergiana, 1684. 473 p.

 

کتاب «لغة فرنگ و پارس، تالیف بنده و قربان حضرت ایسوع پادری انجلی کرملیط مولود شهر طولوزه»، فرهنگی چهار زبانه است که 325 سال پیش، همزمان با سلطنت شاه سلیمان صفوی، در سال 1684میلادی ( 1096 قمری)، در جهان آن روزگار، انتشار یافته است. چاپ این کتاب، با جلدی چرمی، در 473 برگ، به قطع وزیری بزرگ، در آمستردام به انجام رسیده و مبنای آن، زبان ایتالیایی است، اما بخش عمده آن را معادل­ها و توضیحات فارسی تشکیل می­دهد.

تقی­زاده، برای نخستین بار، در نشریه کاوه (دوره جدید) (١٢٩١) ش. ۵، ص ۱۱ این کتاب را «لغت فرنگی و پارسی» معرفی می­کند:

«ظاهرا اولین مطبعه هم که بایران آمده معروف به بصمه خانه شده بود. چنانکه آنژ دو سن ژوزف (Ange de Saint Joseph) از مبشرین و پادریان فرقه نصارای کرملیط از اهل طولوز در کتاب «لغت فرنگی و پارسی» خود موسوم به Gazophylacium Linguae Persarum که در حدود سنه ۱۰۸۱ ق تالیف کرده و در سنه 1096ق بطبع رسانیده در تحت عنوان کلمات «باصمه خانه کارخانه بصمجی، مطبع» (صفحه 415 از آن کتاب) چنین می نویسد: «حضرات پادریان کرملیط میدانی میر بصمه خانه عربی و فارسی در عبادتخانه خودشان در اصفهان برپا و دایر کرده بودند و هنوز دارند. ارامنه نیز در جلفه بصمه ارمنی دارند».

 شجاع الدین شفا نیز در کتاب جهان ایران­شناسی (ص 349)، آن را «فرهنگ فارسی- ایتالیایی- لاتین- فرانسه» می­خواند.

واژگان این کتاب، در چهار ستون، به ترتیب از چپ به راست، واژه­های ایتالیایی، لاتین، فرانسه و فارسی است. برای واژه­های لاتین و فرانسه در انتهای کتاب نمایه­ای الفبایی فراهم آمده، اما نمایه فارسی از آن دریغ شده است، زیرا به نظر می­رسد، کتاب برای فرنگیان تالیف شده باشد. به هر صورت، این کاستی مشکلات بسیار  برای پژوهندگان واژه­های فارسی فراهم می­آورد.

مولف کتاب، آنژ دو سن ژوزف، از کشیش­های کرملی ساکتان پابرهنه است که از دوران شاه عباس اول، با کسب احترام و امتیاز­های ویژه، در ایران به خدمات مختلف و ترویج دین می­پرداختند. او علاوه بر پرداختن به امور دینی، به اقصی نقاط کشور نیز مسافرت می­کرده و به مطالعه کتاب­های گوناگون در زمینه­های موسیقی ، طب، ریاضی، نجوم و ... علاقه­مند بوده است. در جایی به انتقال کتاب­های خطی به فرنگ و ترجمه آن برای پادشاه فرانسه اشاره دارد. و از درآمد سالیانه «حضرت سلطنت­پناه پادشاه ایران» و بهای وسایل ارزشمند در مراسم اعیاد، در دربارهای سلطنتی، همچنین از قیمت مالیات راهداران و از حمل و نقل کالا که شامل حفاظت آنها نیز می­شده اطلاع داشته است. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، بهبهان، ایروان، نخجوان، موصل، بصره، پرسپولیس، لار، «بندر عباسی»، بحرین، جزیره هرمز، جزیره خارک، بندر لنگه و ... دیدن کرده و در عین حال به عنوان صاحب نظر، «طب پارسی» را مطلقا جالینوسی می­داند. و همه جا از فارسی به «زبان عجمی» یاد می­کند.

در اینجا، در این فرصت کوتاه، سعی بر این بوده تا برخی ویژگی­های کتاب از جنبه­ چاپ و نیز محتوا، به اجمال، بررسی شود.

 

الف. برخی ویژگی­های چاپ و رسم­الخط

حروفچینی فارسی متن در مقایسه با حروف یکسان و منظم فرنگی، تفاوت­هایی دارد:

- اندازه حروف و نوع قلم متفاوت است.

- برخی کلمه­ها زیر و زبر دارند، احتمالا برای پرهیز از غلط­خوانی (رُبّ ، ص 367)، هر چند ممکن است گاه مانع درست­خوانی شده باشد (مَقَدّم، ص۹). احتمال دارد زبان فارسی کتاب به دلیل اقامت نویسنده در اصفهان، تحت تاثیر لهجه محلی قرار داشته باشد: جلفه (جلفا)، بصمه (باصمه)، عشور (عاشورا)، مَهَرنامه، اخرا  (در آخر). این تاثیر به جابجایی مصوت­های کوتاه یا تبدیل به مصوت بلند دیده می­شود.

- کتاب دارای رسم الخط فارسی تقریبا یکسان است. برخی از این ویژگی­ها عبارتند از:

 وندهایی که از اسم جدا نوشته می­شود، مانند: هوش­مند، قربان گاه (ص ۱۷)، بی اگاه (ص ۵).

«می» اخباری و استمراری به فعل می­چسبد: میآموزانم (ص 19).

حرف اضافه «به» نیز به کلمه بعد می­چسبد بظهور آمده (ص ۴)، بیک جا رساندن (ص ۹).

حرف­های ج، چ، ح، و خ، هرگاه در وسط کلمه قرار می­گیرند، مانند هـ نوشته می­شوند (رنهانیدن به جای رنجانیدن (ص ۷)، جهت بجای جخت (ص 13)، مهروق به جای محروق و ... با این تفاوت که نقطه­گذاری حرف­های «ج، خ، چ» رعایت شده است).

برای حرف گ، روی ک، سه نقطه گذاشته شده است. این سه نقطه گاه ابتدای حرف و گاه انتهای آن قرار گرفته است. انگشت (ص 3)، گوش کردن (ص ۳۱).

بسیاری از کلماتی که امروز با «آ» شروع می­شوند در این فرهنگ «ا» نوشته شده است، اما در مورد برخی کلمات «آ» به کار برده شده، بدین شکل که روی الف «۸» کوچکی قرار گرفته است.

غلط­های املایی در بخش فارسی کتاب بسیار است. این اشتباهات عموما ناشی از عدم کاربرد صحیح حروف هم­آوا مانند ح، هـ و یا س، ث، ص و ... است: زخیره (ص ۷)، سهیها به جای صحیحا (ص 26)، مطعه به جای متعه (ص 69) و یا : آیان به جای عیان (ص 15) و مواردی دیگر، مانند خابانیدن (ص ۷).

در نقطه­گذاری حروف نیز اهمال بسیار شده است: تبار به جای تیار (ص 11)، عدار به جای عذار (ص ۷) و ...

گاه نیز در اثر عدم رعایت کرسی خط (در ص ۹)، و یا اشتباه چیدن حروف چاپی، به­هم ریختگی کلمه­ها مشاهده می­شود: شادمان کننده (ص 15).

این اشتباهات، قدر مسلم، سهو نمونه­خوان یا حروف­چین که «جوان شنزده ساله» هلندی است می­باشد، زیرا چنان که در متن کتاب آمده، مولف با کتاب­های علمی و ادبی فارسی و عربی به خوبی آشنا بوده است. خطاهای حروفچینی در واژه­های فرانسه نیز دیده می­شود، مثلا:  convent به جای couvent. هر چند نسبت به اشتباهات فارسی بسیار اندک است.

نکته جالب توجه در این فرهنگ، وجود عنصر رکابه یا رادّه است. رکابه معمولا در نسخه­های خطی فارسی و عربی، برای حفظ ترتیب صفحه­ها، هنگام به هم ریختگی کتاب، به جای صفحه­شمار استفاده می­شده است. رکابه­ها در نسخه­های خطی در صفحه زوج، سمت چپ، پایین یا بالا قرار می­گرفته و یک یا چند کلمه را شامل می­شده است. اما در اینجا رکابه از یک یا چند حرف (حداکثر پنج حرف) تشکیل می­شود، مختص واژگان ایتالیایی است و نخستین حرف­های اولین کلمه ایتالیایی صفحه بعد (هم صفحه­های فرد و هم زوج) است. کتاب هم سرصفحه دارد هم صفحه­شمار، بنابراین لزوم رکابه­گذاری ممکن است تبعیت از قوانین کتابت نسخه­های خطی شرقی در دوره چاپ کتاب باشد. از طرفی، در پایان کتاب نیز ترقیمه­ای مثلثی شکل، همانند نسخه­های خطی اسلامی، به فارسی نگاشته شده که ظاهرا به قلم مولف است. پیش از ترقیمه، اشعاری در مدح پرهیزگاری و دوری از آتش دوزخ آمده که شاعر آن معلوم نیست:

هر کرا باشد سه خصلت در سرشت -  باشد انکس بی­شک از اهل بهشت

شاکر اندر نعمت و صبر از بلا - میدهد اینه دلرا جلا

هر که مستغفر بود اندر گناه - حق ز نار دوزخش دارد نگاه

هر که ترسد از اله خویشتن - خواهد او عذر گناه خویشتن

معصیت را هر که پی در پی کند - ایزدش از اهل جنت کی کند

ای پسر دایم به استغفار باش - وزبدان و مفسدان بیزار باش

 

******

والحمد لله تمام شد این کتاب لغه فرنگی و پارسی بدست و همت بنده کمترین حضرت مسیح پادری انجلوس ملقب مِن حضرت یوسف خطیب خجسته مریم راهب طایفه حضرات پادریان کوه کرمل و مولدش شهر و دیوان عظیم سلطنت فرنسه طولوزه و اما بصمه شد در اثنای شنزده ماه در این شهر امسطردام در کارخانه سرکار آقا کتابفروش وازبرغنوس بدست جوان شنزده ساله کاتولیکی روبرطس یانس نام از شهر انطورپ و پسر بسیار نحسند باشد و شاگرد اسکندر لینطمان بصمچی و ایضا الحمد و سپاس بی­پایان که بعد از جفا و زحمت عظیم این عمل بسرانجام رسید روز اول ماه ... اوطوبر ... سنه از تانس حضرت ایشوع هزار و ششصد و هشتاد وسه *

]سه نقطه­ها در این پاراگراف از متن اصلی است.[

 

- هر واژه فارسی با یک ستاره شش پر توخالی از واژه دیگر جدا شده است. در عین حال اگر این واژه در میان ارامنه مصطلح و رایج بوده با یک صلیب پایه­دار از بقیه مشخص شده است.

ارنوود اغوّانک  Albanie

- در برابر هر واژه ایتالیایی تنها یک واژه لاتین و فرانسه گذاشته شده، اما چند معادل فارسی آمده است:

تند ساختن* چرخ زدن* سو کشیدن* برشام نمودن (وسیله­ای برنده را تیز کردن) aiguiser.

 

ب. برخی ویژگی­های محتوایی

همان­طور که دیده می­شود این کتاب دارای مجموعه­ای از واژه­های مورد استفاده در دوران صفوی، و در واقع، مجموعه­ای است از مسافرت­ها، فعالیت­ها، دانش دینی و واژه­شناسی و وقایعی که اطراف مولف اتفاق می افتاده است. از این روست که خیلی زود از حالت معادل­یابی واژه­ها به توضیح واژه و نقل نظرات و حکایت­های پیرامون واژه­ها می­پردازد. در انتها به کشکول آنژ دو سن ژوزف تبدیل می­شود این کتاب از جنبه­ تاریخی (حوادثی که ناظر آن بوده)، اجتماعی (چگونگی معاشرت، آداب و رسوم، سطح زندگی)، بازرگانی، کشاورزی و ... قابل بررسی است. برای نمونه  واژه حسین (ع) ، در صفحه ۱۴۹ و برخی واژه­های دیگر توضیحاتی بدین قرار آمده است.

 

حسن (حسین) بن علی

عید قتل او مخصوص عجم و غیر شیعه است عشور خونده شود (عاشورا خوانده می­شود) از ان جهت که ده روز مطصل (متصل) از غره شهر محرم تا روز دهم زکر (ذکر) ان میکنند و عزا میپوشند و سر و ریش نمیتراشند و روز و شب زاری میکنند و این صوط (صوت) یا حسن (حسین) تا بی­هوشی تکریر نمایند. اخرا (سرانجام) روز دهم سر میتراشند و بتیغ میزنند تا خون­الود شوند و بترز عسکر شهرا دو حصه مینمایند تا بقتلنما حسن حاضر شوند (به طرز نظامی شهر را به دو بخش تقسیم می­کنند تا مراسم قتل حسین (ع) را نمایش دهند).

 

 بهله، کف، خرک، دستکش، دستانه، الچک، نکان

ایران بهله (دستکش) نمیسازند. الاّ برای دست چپ تا باز (پرنده شکاری) را ببرند و اما هر دو دست وسمه میمالند تا گرم و نرم گردند (ص144).

 

 راه­داران، مستحفظان شوارع

کار ایشان است که راه‌ها [راه‌ها] را از راه زن و دوزدان (دزدان) پاک و امین نگاه دارند و هر زرر(ضرر) که ا ز آن جهت واقع شود از عهده ایشان درآید اما گاه میشود که خودیشان (خود ایشان) با دوزدان باشند یا شریک دوزدان. دو سه تا پنج عباسی برای بار شتر  می‌گیرند یک محمدی بار استر و یک شاهی بار خر یک بیستی برای هر سرکسفند (گوسفند) اما جهت میوه و گندم هیچ نگیرند و شکر خدا که فرنگیان از راه‌داری مسلم‌اند (فرنگیان از این مالیات معافند). چنانچه مهمان سر کار خاصه شریفه (مهمان شاه) باشد. (ص 145)

(متن فرانسه: 2، 3 تا 5 عباسی برای بار یک شتر، نصف آن برای یک قاطر و یک چهارم آن برای بار الاغ و یک بیستم برای گوسفند).

 

 دارالشفاء، بیمارخانه، هروانه، خانقاه، جای­گاه غربا

نام دارلشفاء در اصفهان است بموجب عمارتی وقف که جهت فقرا بیمار نباشد اما در حقیقت درالموت باشد و هیچ نسبت بدارهای شفا فرنگستان ندارد (ص 148).

(متن فرانسه: نام بیمارستان در اصفهان به مکان حقیری گفته می‌شود که دارالشفا می‌خوانند یعنی خانه سلامتی، اما واقعاً مکان مرگ است).

 

 ساکن، متوطن، مجاور، متمکن، تاجیک

ساکنان شهرهای عجم دو فرقه باشند یعنی هیدری (حیدری) و نعامت (نعمت) اللهی و همیشه با هم جنگ و غوغه دارند (ص146).

(در متن فرانسه اضافه شده: مانند کاستلانی و نیکولوتی‌های شهر ونیز)

 

 علم ساعة کشی

علم ساعة کشیمخصوص فرنگیان است و اما ریاضی‌دانان اصفهان و شیراز چون مرتقب با این علم شدند بنزد پادریان تردد دارند.(ص148)

 

 باغ دختران

جایی است در کنار شط دجله یک روزه راه پایینتر از شهر بغداد و آنجا عمارت عظیم است قصر قعرا نام که دیوانخانه نیز پادشاه نوشیروان خوانند بلکه در احطه دیوارهای آن باغ که مقدار هشت کز پهنی دارد و هزار کز دور در مربع باغ ملکه شامیرام بود (148).

(متن فرانسه: باغ‌های سمیرامیس. این مکان را مدت یک روز دیدم، پایین‌تر از بغداد، کنار دجله و ویرانه‌های باشکوه شاه انوشیروان نزدیک آن دیوارهایی از آجر خام که هشت گز پهنا دارند و حدود هزار پای مربع است. این مکان باغ دختران نام دارد.)

 

 مهمان سرکار خاصه شریفه

چون حضرات پادریان کرملیط که در حقیقت مهمان شاه‌اند. چون ایشان ایلچیان حضرت پاپا خلیفه حضرت ایشوع باشند (ص148).

 

 کروانسرای، خان، منزلگاه، مهمانخانه

بدانکه کروانسرای درجمیع الکهای (منطقه­های) ایران خواه در شهرهای و خواه در سرراهای صحره بسیاراند و معمور و عمارتهای عظیم و سنگین باشند و اما در سفر ترکستان کروانسرای کم‌اند و نیک و بداند لیکن یکیرا دیدم نزدیک حلب در جای جسر شغر نام که عمارت سنگین است و بموجب وقف نباشد و بامر وزیر عاظم محمد کپرولی (Kioproli )

 

: جادوگر، سحار، افسون‌گر، سحرباز، ساحر

اهل جادوگری طلسمات و رمل و فالگری در میان میدانهای و محلتهای شهرها عرب و عجم نشسته کار خود را آشکارا میکنند. در بصره ملا شناختم قاضم نام جادوگر مشهور و مکرم نزد امراء و خلایق و درویشان مریدانش چون نغمه و صدای دایره بشنوند کویا جنونی شوند و در آن محل آتش توانند خورد و اما استاد غنی بسیار است و ایشان پلشت و از آن نشان معروف­اند که کیش دراز میپرورند (موی سر خود بلند می‌کنند). (ص155)

 

 تاج نهادن، متوج نمودن، مکلل نمودن، اکلیل بر سر نهادن

/ 0 نظر / 30 بازدید